مانیفست ترمینال
ما به چیزهایی فکر میکنیم که میشناسیم. با ابزارهایی میسازیم که در اختیار داریم و در محدودهٔ امکانهایی حرکت میکنیم که میتوانیم تصورشان کنیم.
اما این محدوده ثابت نیست.
هر چیزی که یاد میگیریم، هر ابزاری که میشناسیم و هر ایدهای که با آن مواجه میشویم، میتواند چیزی به این محدوده اضافه کند. گاهی راه تازهای برای حل یک مسئله پیدا میکنیم؛ گاهی خود مسئله را از نو میبینیم؛ و گاهی متوجه میشویم کاری که تا دیروز ناممکن به نظر میرسید، حالا در دسترس ماست.
ما ترمینال را با همین باور شروع میکنیم.
باور به اینکه شناختن جهان، امکانهای ما را برای تغییر دادن آن گسترش میدهد.
تکنولوژی هر روز چیزهای تازهای در اختیار ما میگذارد. ابزارهای جدید میآیند، روشهای قدیمی تغییر میکنند و کارهایی که زمانی به دانش و تخصص زیادی نیاز داشتند، سادهتر و در دسترستر میشوند.
ما میخواهیم این تغییرات را بشناسیم. ابزارهای تازه را امتحان کنیم، از تجربهٔ دیگران یاد بگیریم و بفهمیم چه امکانهایی پیش روی ما قرار گرفتهاند.
اما برای ما، آشنایی با ابزارها پایان ماجرا نیست.
ارزش یک ابزار فقط به کاری که امروز انجام میدهد محدود نمیشود؛ به امکانهایی هم مربوط است که با شناختن آن در اختیار ما قرار میگیرند. به مسئلههایی که حالا میتوانیم حل کنیم، ایدههایی که حالا میتوانیم دنبال کنیم و چیزهایی که حالا میتوانیم بسازیم.
ما میخواهیم فراتر از استفاده کردن برویم؛ نه به این معنا که استفاده کردن کافی نیست، بلکه به این معنا که هر ابزار میتواند نقطهٔ شروع شناختی تازه باشد.
ساختن، فقط به دانستن چگونگی استفاده از ابزارها وابسته نیست.
یک برنامهنویس برای ساختن نرمافزار به چیزی فراتر از تسلط بر زبانهای برنامهنویسی نیاز دارد. یک طراح برای خلق کردن، به چیزی فراتر از شناخت نرمافزارهای طراحی نیاز دارد. هرکسی که میخواهد چیزی تازه بسازد، علاوه بر ابزارهایش، به شناختی از مسئله، جهان و امکانهای پیش روی خودش نیاز دارد.
ذهن ما با مواجهه با ایدهها رشد میکند. سلیقهٔ ما با دیدن و تجربه کردن شکل میگیرد. فهم ما از جهان با پرسیدن، آزمودن، خواندن و گفتوگو کردن گسترش پیدا میکند.
به همین دلیل، کنجکاوی برای ما فقط راهی برای یاد گرفتن یک مهارت تازه نیست. راهی است برای بیشتر دیدن، بهتر فهمیدن و تصور کردن چیزهایی که پیش از این نمیتوانستیم تصور کنیم.
ما نمیخواهیم فقط بدانیم چه ابزارهایی وجود دارند؛ میخواهیم بفهمیم با شناختن آنها چه چیزهایی ممکن میشوند.
ترمینال یک رویداد دربارهٔ یک فناوری مشخص نیست.
امروز ممکن است دربارهٔ هوش مصنوعی حرف بزنیم؛ دربارهٔ ابزارهایی که شیوهٔ کار کردن ما را تغییر میدهند و امکانهایی که پیش روی ما میگذارند. در رویدادی دیگر، ممکن است سراغ فینتک برویم و در رویدادی دیگر، دربارهٔ دواپس و زیرساختهایی صحبت کنیم که جهان دیجیتال بر آنها بنا شده است.
موضوعها تغییر میکنند، اما کنجکاوی ما باقی میماند.
ما میخواهیم فناوریها را بشناسیم، تجربهها را به اشتراک بگذاریم، از متخصصان یاد بگیریم و با ایدههایی مواجه شویم که ممکن است نگاه ما را به کار و جهان اطرافمان تغییر دهند.
قرار نیست برای همهٔ پرسشها پاسخ آماده داشته باشیم. قرار نیست هر فناوری تازهای را بیچونوچرا بپذیریم یا پیش از شناختنش دربارهاش حکم صادر کنیم.
میخواهیم فضایی بسازیم برای شناختن، پرسیدن، آزمودن و کشف کردن.
ترمینال دعوتی است به فراتر رفتن از آنچه امروز میدانیم و آنچه امروز میتوانیم انجام دهیم.
دعوتی به شناختن ابزارها، فهمیدن زمین بازی و گسترش امکانهایی که در اختیار داریم.
ما نمیدانیم هرکدام از این شناختها در نهایت به کجا میرسند. شاید به حل مسئلهای واقعی منتهی شوند، شاید ایدهای تازه بسازند یا شاید فقط پرسشی را در ذهنمان باقی بگذارند که بعدها مسیر دیگری را پیش روی ما باز کند.
اما باور داریم که برای ساختن چیزهای تازه، باید امکانهای تازه را بشناسیم.
ترمینال از همینجا شروع میشود: از کنجکاوی برای شناختن آنچه هست و تخیل آنچه میتواند باشد.